English | العربیة

خاستگاه مهدویت

2 پرسش خاستگاه مهدویت از آقای رحیم کارگر

خاستگاه مهدویت پرسش 1 . خاستگاه و منشأ اصلى انتظار ظهور «مصلح و نجات دهنده بزرگ» چیست؟ منشأ و خاستگاه انتظار ظهور «نجات دهنده بزرگ» را مى توان در گزینه هاى زیر تحلیل و تبیین کرد : یک. نداى فطرت و طبیعت ذات بشر 
 
خاستگاه مهدویت
پرسش 1 . خاستگاه و منشأ اصلى انتظار ظهور «مصلح و نجات دهنده بزرگ» چیست؟
منشأ و خاستگاه انتظار ظهور «نجات دهنده بزرگ» را مى توان در گزینه هاى زیر تحلیل و تبیین کرد :
یک. نداى فطرت و طبیعت ذات بشر
چشم داشت آمدن یک مصلح آسمانى و امید به آینده اى روشن و استقرار صلح و عدل، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى شناسد و به هیچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد. بر این اساس همه افراد - طبق فطرت ذاتى خود - مایلند روزى فرا  رسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبرى از نابسامانى ها نجات یابد. بر این اساس مى توان ادعا کرد که هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشریت و طالب تکامل معنوى و رشد و بالندگى، خواهان و آرزومند قیام یک منجى جهانى و مصلح کل است و در انتظار ظهور چنین شخصى لحظه شمارى مى کند.
دو. ظلم ستیزى و نجات مستضعفان
باور داران به رسولان الهى، عموما افراد تهى دست و تحت ستم جامعه بوده اند که از اطاعت سردمداران کفر و باطل سرپیچى کرده و در طریق حق و ظلم ستیزى گام نهاده بودند. این امر باعث واکنش شدید جبهه باطل و درگیرى و نزاع همیشگى آنان با گروه حقّ و خداپرست شده است. البته به علّت وجود توان و امکانات بیشتر، گاهى غلبه و سلطه ظاهرى با باطل گرایان بوده و فشارها و سخت گیرى هاى فراوانى از سوى آنان اعمال مى شده است.
سفیران الهى نیز که رهبرى صالحان، مستضعفان و ستمدیدگان را عهده دار بوده اند، همواره با اشراف، فرعونیان و ستمکاران (گروه باطل) نزاع و درگیرى داشته اند. آنان با ابلاغ پیام الهى و بشارت ظهور منجى، پیروان خود را به استقامت و صبر و بردبارى و انتظار فرج دعوت مى کردند و ریشه هاى اعتقاد به آمدن نجات دهنده الهى[1] را در دل و جان یکتاپرستان و مؤمنان مى کاشتند، قرآن به صراحت، به این مطلب اشاره کرده، مى فرماید : «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»[2] ؛ «ما در زبور (و کتاب هاى آسمانى پیشین)، پس از نوشتن در لوح (محفوظ)، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث مى برند».
معناى روشن آیه شریفه این است : «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان، حکومت عادلانه و انسانى خویش را برقرار خواهند ساخت».
شیخ طوسى در تفسیر آیه شریفه از امام باقر (علیه السلام)  روایت کرده است :
«انّ ذلک وعداللّه للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»[3] ؛ «این وعده قطعى خدا  بر مؤمنان است که آنان تمامى زمین و زمان را به ارث خواهند برد». البته آیات دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد که در جاى خود به آنها پرداخته خواهد شد.
سه. شکست و ناکامى حکومت ها و نظام هاى سیاسى
مشکلات دائمى جهان (جنگ ها، ستیزش ها، نابرابرى ها، ناامنى ها، بیدادگرى ها و...) ؛ نیازها و خواسته هاى ضرورى بشر (در زمینه رشد اقتصادى، ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادى و معنوى و...) ؛ ایده ها و آرمان هاى همیشگى بشر (صلح، عدالت، امنیت، آرامش، تعالى روحى و معنوى و...) ؛ تجارب گذشته انسان ها (در ضعف و ناتوانى دولت ها و حکومت ها و فراوانى مشکلات) و... باعث خواست آگاهانه و طلب عاشقانه ظهور منجى و مصلح الهى از سوى بیشتر انسان ها است. در واقع همه حکومت ها، گروه ها، اندیشه ها و مکاتب، تمامى ترفندها و برنامه هاى خود را براى رفع کاستى هاى جامعه بشرى به کار مى گیرند ؛ ولى به دلایل مختلف موفّق به این کار نمى شوند. روشن است که عامل بسیارى از مشکلات و نابسامانى هاى جوامع، خود حکومت ها و مکاتب و گروه ها هستند که بیشتر در صدد تأمین منافع مادى خود بوده اند ؛ نه برطرف ساختن کاستى ها و موانع رشد و شکوفایى انسان ها[4].
چهار. فلسفه تاریخ و معنادارى آن
بر اساس «فلسفه نظرى تاریخ» ظهور «منجى موعود»، فرجام متعالى و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالى و متکامل تاریخ بشرى است. بر این اساس روند طولانى مدت تاریخ، داراى هدف، غایت و معناى مشخصى است و آن تحقّق جامعه موعود الهى و رسیدن بشر به اوج سعادت و کمال مادى و معنوى است. این معنادارى تاریخ، در فکر و ذهن بشر سایه انداخته و او را متوجّه فرجام متعالى تاریخ ساخته است. البته هدفى که قرآن براى کاروان بشرى ترسیم مى کند، «عبادت و عبودیت» و در نتیجه رسیدن به قرب الهى است و منظور از آن، معناى وسیع و گسترده اى است که شامل کلیه شئون زندگى انسان در روى زمین مى گردد «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ»[5].
این ایده در دورانى از تاریخ، به کمال و تمام تحقّق خواهد یافت و آن عصر «ظهور مهدى موعود» است[6]. پس معنادارى تاریخ و کشف غایت و هدف آن، مى تواند منشأ توجّه انسان ها به ظهور مصلح بزرگ باشد.
پنج. قانون سیر تکاملى جامعه ها
یکى از دلایل منطقى این موضوع، قانون سیر تکاملى جامعه ها است. از آن روز که انسان خود را شناخته، هیچ گاه زندگى یکنواختى نداشته است ؛ بدین جهت پیشرفت ها و تحوّلات فراوانى در نوع مسکن، تغذیه، وسیله نقلیه، پوشش و علم و دانش او صورت گرفته است. عجیب اینکه به هیچ یک از اینها قانع نیست و باز براى وصول به سطحى بالاتر و برتر، تلاش و کوشش مى کند.
عشق به تکامل در درون جان آدمى، شعله اى جاودانه و خاموش ناشدنى است و همچنان انسان را به سوى جامعه اى پیش مى برد که «تکامل هاى اخلاقى»، در کنار «تکامل هاى مادى» قرار گیرد. یکى از بارقه هاى امید مردم براى رسیدن به آینده اى روشن و دنیایى پراز صلح و صفا و برادرى و برابرى - آن هم با ظهور منجى موعود - در پرتو «قانون تکاملى جامعه ها» روشن مى شود.
شش. قانون کنش و واکنش هاى تاریخى
آزمون هاى تاریخى به ما نشان مى دهد که همواره تحول ها و انقلاب هاى وسیع، عکس العمل مستقیم فشارهاى قبلى بوده است و شاید هیچ انقلاب گسترده اى در جهان رخ نداده، مگر اینکه پیش از آن، فشار شدیدى در جهت مخالف وجود داشته است. بر اساس این قانون مى توان ثابت کرد که وضع کنونى جهان، آبستن انقلابى بزرگ و جهانى است. فشار جنگ ها، مظالم، بیدادگرى ها، تبعیض ها و بى عدالتى ها، توأم با ناکامى و سرخوردگى انسان ها، از قوانین فعلى براى از بین بردن یا کاستن این فشارها، سرانجام واکنش شدید خود را آشکار خواهد ساخت. در نهایت این خواست هاى واپس زده انسانى، در پرتو آگاهى روزافزون ملّت ها، چنان عقده اجتماعى تشکیل مى دهد که از نهانگاه ضمیر باطن جامعه، با یک جهش برق آسا، خود را ظاهر ساخته و سازمان نظام کنونى جوامع انسانى را به هم مى ریزد و طرح نوینى ایجاد مى کند. این طرح و برنامه انقلابى و گسترده، همان قیام و ظهور مهدى موعود است که در واکنشى قاطعانه و کوبنده در برابر همه تبعیض ها، ستمگرى ها، حقّ کشى و فسادگرى ها است.
هفت. قانون انتظار عمومى
در نهاد انسان ها، همواره عشق به نیکى، زیبایى و آگاهى نهفته است. باور به ظهور مصلح جهانى، جزئى از این عشق و زیباخواهى است. در واقع ظهور امام مهدى(عج)، بروز کامل این فضایل و خوبى ها است و این مطلوب و خواست همه انسان هاى بصیر و پاک سرشت و نقطه اوج این علاقه و عشق ورزى است. چگونه ممکن است عشق به تکامل همه جانبه در درون جان انسان باشد و چنان انتظارى نداشته باشد! مگر تحقق رشد و کمال نهایى جامعه انسانى بدون آن امکان پذیر است؟!
احساسات و دستگاه هاى وجودى انسان، نمى تواند هماهنگ با مجموعه عالم هستى نباشد ؛ زیرا همه جهان هستى یک واحد به هم پیوسته است و وجود او نمى تواند از بقیه جهان، جدا باشد. از این به هم پیوستگى به خوبى مى توانیم نتیجه بگیریم که اگر انسان ها انتظار مصلح بزرگ را مى کشند که جهان را آکنده از صلح و عدالت و نیکى مى کند ؛ دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجى در تکامل جامعه انسانى امکان پذیر و عملى است که عشق و انتظار آن در درون جان ما است. عمومیت این اعتقاد در همه مذاهب، نشانه دیگرى بر اصالت و واقعیت آن است[7].
هشت. اتفاق ادیان و مصلحان بشرى
تمام ادیان آسمانى به پیروان خود، عصر درخشان و سعادت عمومى، آینده مشعشع و صلح جهانى و دوران پر خیر و برکت را نوید داده اند که در آن، نگرانى ها، دلهره ها و هراس ها مرتفع شود و به یُمن ظهور شخصى بزرگ و مردى خدایى - که به تأییدات الهى مؤیّد است - در روى زمین منطقه و شهر و دهستان و دهى باقى نماند ؛ مگر آنکه در آن بانگ دلنواز توحید بلند شود و روشنایى یکتاپرستى، تاریکى شرک را زایل سازد و علم و عدل و راستى و امانت، چهره جهان آراى خود را بنمایانند و همه جا را منوّر سازند. این موعود عزیز بر حسب استوارترین و صحیح ترین مصادر اسلامى، خلیفه دوازدهم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)  و دوازدهمین رهبر و امام بعد از آن حضرت است. القاب مشهورش در بین مسلمین، مهدى، قائم، منتظر، صاحب الامر، صاحب الزمان و بقیة اللّه  است. در زبان هاى دیگر، مسیحا، گرزاسبه، وشینو، ارتود، مهمید و... خوانده شده است[8].  پس مى توان گفت : تقریبا همه کسانى که در این زمینه مطالعه دارند، متفق اند که تمام اقوام جهان، در انتظار یک رهبر بزرگ انقلابى به سر مى برند که هر کدام او را به نامى مى نامند ؛ ولى همگى در اوصاف کلى و اصول برنامه هاى انقلابى او اتفاق دارند.
نه. ابتناى بر قرآن و حدیث
اصل مهدویت، مبتنى بر آیات متعددى از قرآن است که دلالت بر پیروزى و فلاح و غلبه سپاه خدا دارند. این آیات علاوه بر آنکه بر استقرار دین خدا در سراسر زمین و آینده درخشان عالم دلالت دارند، برحسب معتبرترین مدارک و تفاسیر و احادیث، به تحوّل بى سابقه و بى نظیر و انقلابى که به رهبرى و قیام حضرت مهدى انجام خواهد گرفت، تفسیر شده است.
آیاتى مانند:
«فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»[9] ؛
«إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ»[10] ؛
«وَ یُرِیدُ اللّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ...»[11] ؛
«...لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»[12] ؛
«نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ»[13]
و... .
علاوه بر آیات قرآن، مهدویت و تمامى فروع و جزئیات آن، مبتنى بر احادیث معتبر و متواتر است ؛ زیرا کتاب هاى حدیث و صحاح و مسانید و اصول سنت و شیعه در این زمینه، از حد احصا و شمارش خارج است. بر این اساس نیز «اصل مهدویت» مورد اتفاق مسلمانان و اجماع شیعه و سنّى است.
 
 
منجى گرایى در میان ادیان و ملل:
  
مصلح جهانى
پرسش 2 . آیا اعتقاد به وجود مصلح جهانى، مخصوص مسلمانان است یا اینکه ادیان دیگر نیز به آن اعتقاد دارند؟
بر اساس مطالعات و بررسى هاى صورت گرفته در متون دینى مذاهب مختلف و باورها و اعتقادات اقوام و ملل جهان، اعتقاد به ظهور «منجى و مصلح جهانى» و باورداشت آینده اى روشن و مطلوب، عقیده اى عمومى و فراگیر است و اختصاص به یک یا دو مذهب ندارد.
تمامى ادیان ابراهیمى و بیشتر مذاهب موجود، معتقد و منتظر آمدن «نجات دهنده اى» در واپسین دوره از تاریخ هستند که در آن عصر طلایى، جامعه جهانى، آکنده از صلح و صفا، معنویت و نورانیت و قسط و عدالت خواهد بود. کاستى ها و دشوارى ها، زدوده شده و رذایل و ناراستى ها از بین خواهد رفت. انسان ها به مراحل بالاى کمال و تعالى معنوى و مادى دست یافته، از نعمت و برکات بى شمار بهره مند خواهند شد. مسئله عقیده به ظهور یک رهبر الهى و آمدن نجات دهنده اى در آخرالزمان، به قدرى اصیل و ریشه دار است که در اعماق دل ملّت ها و پیروان همه ادیان الهى و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جایى که در طول تاریخ بشریت، انسان ها در فراز و نشیب هاى زندگى، با یادآورى ظهور چنین رهبر مقتدرى، پیوسته خود را از یأس و ناامیدى دور کرده و در انتظار ظهور «مصلح موعود جهانى» در پایان جهان، لحظه شمارى مى کنند.
نام هاى موعود در بعضى از کتاب هاى ادیان و ملل مختلف چنین است :
1. «صاحب»، در صحف ابراهیم ؛
2. «قائم»، در زبور سیزدهم ؛
3. «قید مو»، در تورات به لغت ترکوم ؛
4. «ماشیح» (مهدى بزرگ)، در تورات عبرانى ؛
5. «مهمید آخر»، در انجیل ؛
6. «سروش ایزد»، در زمزم زرتشت ؛
7. «بهرام»، در ابستاق زند و پازند ؛
8. «بنده یزدان»، در زند و پازند ؛
9. «لند بطاوا»، در هزارنامه هندیان ؛
10. «خوراند» در جاویدان ؛
11. «خجسته» (احمد)، در کندرال فرنگیان ؛
12. «خسرو» در کتاب مجوس ؛
13. «پرویز»، در کتاب برزین آذر فارسیاب ؛
14. «فردوس اکبر»، در کتاب قبروس رومیان ؛
15. «کلمه الحق»، در صحیفه آسمانى ؛
16. «صمصام الاکبر»، در کتاب کندرال ؛
17. «بقیة اللّه »، در کتاب دوهر ؛
18. «قاطع»، در کتاب قنطره ؛
19. «سوشیانس»، در کتاب زند و هومومن یس (زرتشتیان) ؛
20. «منصور» در کتاب دید براهمه ؛
21. «ایستاده» (قائم)، در کتاب شاکمونى ؛
22. «ویشنو»، در کتاب ریگ ودا ؛
23. «فرخنده» (محمد)، در کتاب وشن جوک ؛
24. «راهنما» (هادى و مهدى)، در کتاب پاتیکل ؛
25. «پسر انسان»، در عهد جدید (اناجیل) و...[14].
البته اعتقاد به وجود «منجى موعود» (مهدویت) یک عقیده اصیل اسلامى است که ریشه قرآنى دارد و احادیث متواترى - به ویژه در منابع معتبر روایى شیعه - درباره آن وارد شده است.
به عبارت دقیق تر این باورداشت در بین اسلام و مذهب شیعه، ملموس تر، یقینى تر و روشن تر است و یکى از ارکان مهم اعتقادى آن به شمار مى رود. با این حال این حقیقت معهود و اندیشه اصیل، ریشه در کهن ترین آموزه هاى آسمانى و فرهنگ هاى بشرى دارد.
فوتوریسم (آینده گرایى):
توجّه ویژه به آینده و چشمداشت تغییر و تحوّلى ژرف در آتیه، با تعابیر و اصطلاحات مختلفى - چون فوتوریسم و فلسفه تاریخ - تبیین شده است. «فوتوریسم» (Futurism) ؛ یعنى، اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجى غیبى و مصلح جهانى و بزرگ... .
 فوتوریسم عقیده اى است که در کیش هاى آسمانى : زوراستر یانسیم (مذهب زرتشت)، جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده مسیحیت (کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس) و به طور کلى در میان مدعیان نبوّت، به مثابه یک اصل مسلّم قبول شده و همگى بالاتفاق، بشارت ظهور همچو مصلحى را داده اند. در این راستا دو مذهب عمده اسلام - تشیّع و تسنّن - هم در ظهور یک «مهدى» در دوران واپسین زمان اتفاق نظر دارند[15].
بر این اساس فوتوریسم، یکى از مسائلى است که در بحث هاى تئولوژیک تمام مذاهب آسمانى، درباره آن گفت و گو شده است.
«دارمستتر» طى کنفرانسى مى گوید : «مى دانید که محمد[ص] چگونه شریعت خود را بنیان نهاد؟ وقتى که او ظهور کرد، در عربستان علاوه بر شرک ملى باستانى، سه دیانت بیگانه موجود بود (آیین یهود، دیانت عیسوى و کیش زرتشت)...  .
نکته مشترکى که در این سه دیانت یافت مى شد، عبارت بود از: اعتقاد به یک وجود فوق الطبیعه که بایستى در آخرالزمان ظهور کند و نظم و عدالت را به جهان باز آرد و مقدمه خلود و سعادت دائم انسان را فراهم سازد...»[16].
بشاراتى که در این باره در کتاب هاى آسمانى مقدس و کتب مدعیان نبوت وارد شده، بى شمار است ؛ از جمله : زبور، زند، حکى، صفیناه، اشعیاء، شاکمونى (هندو)، انجیل متى، دید و پاتکیل (هند)، جاماسب، انجیل یوحنا، دانیال و...  .
در اینجا به بعضى از این باورها و اعتقادات اشاره مى شود :
1. در کتاب معروف زند، آمده است : «پس از پیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده، آدمیان بر تخت نیک بختى خواهند نشست».
2. در کتاب جاماسب نامه از زرتشت نقل مى کند : «مردى بیرون آید از زمین تازیان... مردى بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آیین نیاى خویش و با سپاه بسیار، روى به ایران نهد و آبادانى کند و زمین را پر داد کند»[17].
زرتشتیان، منتظر سه موعود هستند که هر یک از آنان به فاصله هزار سال از دیگرى، ظهور خواهند کرد (هوشیدَر، هوشیدِر ماه و سوشیانس). از نظر اینان: «در آخرین هزاره از عمر جهان، از خاندان بهروز خداپرست و پرهیزکار، آخرین آفریده اهورامزدا، متولّد مى شود. در سى سالگى امانت رسالت به وى واگذار شده و به واسطه نشانه متوقف شده خورشید در وسط آسمان، ظهور او به عالمیان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وى، اهریمن و دیو دروغ، نیست و نابود گردد. یاران آن موعود - که از جاودانان هستند - قیام مى کنند و همراه وى خواهند بود تا مردگان برخیزند و جهان معنوى روى نماید»[18].
3. در آیین بودا اندیشه منجى موعود، با مفهوم میتریه (مهربان) تبیین شده است. بوداییان او را آخرین بودا از بودایان زمینى مى دانند که هنوز نیامده است ؛ اما خواهد آمد تا همه انسان ها را نجات دهد. در بعضى از کتاب ها آمده است : «پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتاب آموزه هاى بودایى افول مى کند... [پس ]یک راهنما خواهد بود. او براى مردم رفاه و بهروزى مى آورد. آن گاه که چنین فضایى بهشت گون فراهم آمد، میتریه از آسمان نزول مى کند ؛ بودایى خویش را به کمال مى رساند و درمه را به فرهیختگان مى آموزد»[19].
4. یهودیان در انتظار طولانى، باور به آمدن مصلح (مسیحا یا ماشیح) دارند. به نظر آنان روزى «مسیحا» خواهد آمد و سرزمین بنى اسرائیل (ارض موعود) را به آبادانى خواهد کشاند[20].
5. مسیحیان معتقدند : سرانجام روزى خواهد آمد که عیسى مسیح، بار دیگر بازگشته، جهان را به سعادت خواهد رساند و مسیحیان را نجات خواهد داد. در کتاب مقدّس از آمدن مسیح، با عنوان «تحقّق ملکوت خدا» یاد شده است.
در انجیل متى مى گوید : «چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد ؛ با جمیع ملائکه مقدسه بر کرسى بزرگى خود قرار خواهد گرفت. همه قبایل نزد وى جمع خواهند شد و آنها را از همدیگر جدا خواهد کرد ؛ چنان که شبانى میش ها را از بزها جدا مى کند[21]...».
در انجیل لوقا آمده است : «پس باید که بسته باشد کمرهاى شما و افروخته باشد چراغ هاى شما و مانند آن کسانى باشید که آقاى خود را انتظار مى کشند ؛ کى از عروسى باز آید که چون آید و در زند، دفعتا در را گشایند. خوشا به حال آن نوکران که چون آقا آید، آنها را بیدار یابد و من با شما مى گویم : به درستى کمر خود را بسته، آنها را نشانید و نزدشان آمده، آنان را خدمت خواهد کرد»[22].
6. در کتاب باسک - یکى از کتاب هاى هندویان - آمده است : «دور دنیا تمام شود به پادشاه عدلى که در آخرالزمان که پیشواى ملائکه و پریان و آدمیان باشد و حق و راستى با او باشد و آنچه در دریا و زمین ها و کوه ها، پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمین آنچه باشد، خبر دهد و از او بزرگ تر کسى به دنیا نیاید»[23].
7. «شاکمونى» - پیغمبر هندویان - در کتاب مذهبى خود مى گوید : «پادشاهى دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود و او کسى باشد که بر کوه هاى مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها شود و دین خدا، یک دین شود و دین خدا زنده گردد»[24].
8. در کتاب وشن جوک (از کتاب هندوها) چنین آمده است : «سرانجام دنیا، به کسى برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد»[25].
9. در کتاب دیگرى به نام «دید» آمده است : «پس از خرابى دنیا، پادشاهى در آخرالزمان پیدا شود که پیشواى خلایق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگیرد و به آیین خود آورد»[26].
در آیین هندو، موعود نجات بخش موسوم به «کالکى» (Kalki)، در پایان آخرین دوره زمانى از ادوار چهارگانه جهانى ؛ یعنى، «کالى گه» ظهور خواهد کرد. بنابر تفکر هندویى جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره (عصر کالى) فساد و تباهى سراسر جهان را فرا مى گیرد، زندگانى اجتماعى و معنوى به نازل ترین حدّ خود مى رسد و موجبات زوال نهایى را فراهم مى سازد. این عصر کالى یوگه است که بنا بر باورهاى هندویى ما اکنون در آن به سر مى بریم[27]. در پایان چنین دوران سیاهى، آخرین و دهمین تجلّى «ویشنو» (موسوم به کالکى) سوار بر اسبى سفید و به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وى سراسر جهان را سواره و با شمشیرى آخته و رخشان در مى نوردد تا بدى و فساد را نابود کند. با نابود کردن جهان، شرایط براى آفرینش نو مهیا مى شود تا در مهایوگاى آتى، دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابد[28].
10. دیدگاه اسلام نیز درباره «منجى موعود» تحت اندیشه مهدویت، مطرح است... .
نتیجه آنکه در تمامى دین هاى الهى و نیز بسیارى از مکاتب بشرى و مسلک هاى مختلف، این باور وجود دارد که ستم و شرّ و بدبختى، نخواهد پایید و بالاخره عرصه گیتى، شاهد خیزش کسى خواهد بود که غلبه نهایى عدل، نیکى و آسایش را به ارمغان خواهد آورد. مى توان نتایج و آموزه هاى زیر را از این باور برداشت کرد :
- اصل وجود «منجى و مصلح موعود»، امرى پذیرفته شده است.
- ظهور و قیام این نجات دهنده بزرگ، در برهه اى حساس از زمان خواهد بود.
- تغییر و تحوّلات فراوانى در جهان (قبل و بعد از ظهور) روى خواهد داد.
- ریشه شرّ و فساد و ظلم برکنده شده و پلیدى ها و اهریمنان نابود خواهند شد.
- جهان رو به عمران و آبادانى خواهد گذشت و طبیعت و زندگى طراوت و حلاوتى ویژه خواهد یافت.
- در آن زمان، یکتاپرستان، ستمدیدگان و فرودستان نجات یافته و حاکمان و سروران روى زمین خواهند شد.
- خیر و نیکى و تقوا در جهان حاکم شده و آیین حق و یکتاپرستى، همگانى و فراگیر خواهد شد.
- بیشتر مؤلّفه هاى این «قیام آسمانى» در ادیان یکسان است و ما تنها شاهد تعابیر و الفاظ مختلف از آن واقعه و یا اسامى متعدد «یک منجى خاص» هستیم.
در واقع همه اینها، یک نفر است ؛ چنان که گفته اند : سوشیانت مزدیسنان، به منزله کریشناى
، بوداى پنجم بوادائیان، مسیح یهودیان، فارقلیط عیسویان و مهدى مسلمانان است[29].
 
 
منبع:

تاریخ خبر: 1395/4/14 دوشنبه
تعداد بازدید کل: 172 تعداد بازدید امروز: 1
 
امتیاز دهی
 
 



آخرین به روزرسانی:
پنجشنبه 26 مهر 1397 14:03:42

تعداد بازديد اين صفحه: 173
مطالب مرتبط پربازدیدترین اخبار

ALI

 
logo-samandehi
قم - خیابان معلم - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی - پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی
تلفن: 37749972-025

نقشه
ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) می‌باشد
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده مهدويت و آينده پژوهي
مجری سایت : شرکت سیگما